تبليغاتX
دوشنبه دهم فروردین 1388
بانو...
همیشه این تویی که می روی

و

همیشه این منم که می مانم .

 

+ نوشته شده در 8:9
دوشنبه دهم فروردین 1388
بانو...
 

 

من ارام  می گریم  و تو با صدای بلند بر من گریستن من می خندی.

خیلی ساده  دوستمان را با بی تفاوتی ورق می زنیم.

کجاست ان رفیق قدیمی ..............؟

+ نوشته شده در 8:4
چهارشنبه هفتم اسفند 1387
بانو...
این جا من و تو کلی از هم دوریم...

دور..

د

و

ر

خوب دلم هوایی شده...............

+ نوشته شده در 0:37
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
بانو...
تو تکرار می کنی و من ...

و من انکار می کنم.

 

+ نوشته شده در 9:11
چهارشنبه یازدهم دی 1387
بانو...
 

اون کسی که باید می دید .  

 ندید ...

همه عالم خاکستر شدنم را دیدن جز کسی  که  خاکسترم کرد .

 

+ نوشته شده در 4:26
چهارشنبه یازدهم دی 1387
بانو...
بانو ...

صدایت . ..

نمی دانی!!! مانند شراب سرخ مست می کند .

و

من دیگر نتوانم .

+ نوشته شده در 4:18
پنجشنبه دوم آبان 1387
give me a little time to come back to life
i need put my self together .


+ نوشته شده در 9:43
دوشنبه دهم تیر 1387

اگر از تو بسیار جویا شدند

بگو شاعر شهر  دیوانه هاست .

 

+ نوشته شده در 20:8
یکشنبه یازدهم آذر 1386
بانو...

مهربانو .!

مهربانی را بیاموز .....

و

 

با ما  مهربانی کن ...

+ نوشته شده در 3:59
شنبه پنجم آبان 1386
بان...
مدت هاست که  به دنبال تو می جویم  ...

بگو کجایی .

+ نوشته شده در 6:53